درس پژوهی چیست ؟
درس پژوهی رویکردی برای توسعه ی دانش حرفه ای معلمان است ، که از درون مدارس ابتدایی ژاپن مطرح و توسعه یافته است. در این رویکرد ، معلمان با حضور در گروه های کوچک با تشریک مساعی و با شرکت در جلسات هم اندیشی پیرامون اهداف و محتوای دروس ، به یک برنامه ی مقدماتی برای تدریس دست می یابند ، سپس با مشاهده ی اجرای برنامه و نقد آن ، فرصتی برای رشد حرفه ای خود مهیا می سازند. معلمان از طریق درس پژوهی ، یاد می گیرند که چگونه از یکدیگر بیاموزند و در تجارب آموزشی و تربیتی یکدیگر سهیم شوند. آنها بدین ترتیب می توانند با بازاندیشی در رفتارهای آموزشی خود ، راه های بهتری برای تدریس بیابند و به تولید دانش حرفه ای بپردازند. ( ساکی ، 1388 ، 123 ) .
درس پژوهی رویکردی برای توسعه ی حرفه ای است که طی آن معلمان با یکدیگر در جهت تدوین طرح درس ، اجرا ، مشاهده و تحلیل نتایج آن در جهت بهبود یادگیری دانش آموزان همکاری و مشارکت می نمایند. درس پژوهی یک تمرین توسعه ی حرفه ای می باشد که معلمان در آن تشریک مساعی و همکاری می کنند تا یک طرح درسی را تهیه و اجرا نموده و درس را به منظور جمع آوری داده های مربوط به یادگیری دانش آموزان مشاهده نموده و این مشاهدات را در جهت بهبود و اصلاح درس خود به کار گیرند. این فرایندی است که دبیران در آن درگیر می شوند تا چیزهای بیشتری در مورد تکالیف یادگیری موثر بیاموزند که منتج به پیامدهای یادگیری بهبود یافته برای دانش آموزان می شود ( استیپانک ، اپل ، لیونگ ، تورنرمانگان ، میتشل ، 1389 ، ترجمه ی ساکی و مدنی ، 11 ).
درس پژوهی الگویی برای بهسازی توانایی حرفه ای معلمان و روشی برای تولید دانش حرفه ای در مدرسه است و به معلمان فرصت می دهد تا روابط خود را با یکدیگر و با دانش آموزان بهبود بخشند و به همکاری با پژوهشگران آموزشی برای حمایت سیستماتیک از تفکر انتقادی ، بازبینی و بازاندیشی در اندیشه و عمل آموزشی تشویق شوند ( سرکار آرانی ، 1389 ، 56 ). این مدل پژوهش در کلاس درس عملا بر چرخه ی یادگیری گروهی ، کیفی ، مشارکتی و مداوم کارگزاران آموزشی شامل مراحل پنجگانه ( تبیین مساله ، طراحی ، عمل ، بازاندیشی و یادگیری ) استوار است. ابتدا معلمان مسائل آموزشی مدرسه را بررسی می کنند و پرسش های پژوهش در کلاس درس را تبیین می کنند. سپس طرحی برای انجام دادن پژوهش مشارکتی خود پیشنهاد می کنند. آنگاه آن را به اجرا می گذارند . سپس به ارزیابی و بازبینی فرایند عمل انجام شده می پردازند. در این فرایند ، یادگیری معلمان از یکدیگر به صورت مشارکتی سازماندهی می شود و در عمل ، ظرفیت مدارس برای تولید و به کارگیری دانش حرفه ای در مدرسه و گسترش امکان تغییر خود پایدار[1] و مستمر افزایش می یابد ( همان منبع ، 40 ).
در مطالعه ی درس ( درس پژوهی ) ، گروه های معلمان به طور منظم به مدت طولانی جلسه تشکیل می دهند. ( از چند ماه تا یک سال ) و روی طراحی ، اجرا ، ارزشیابی و بهبود یک یا چند پژوهش در کلاس درس کار می کنند. مطالعه ی درس ( درس پژوهی ) با استفاده از همه ی شاخص ها در بین معلمان ژاپنی بسیار محبوب است و ارزش بالایی دارد. این روش رکن اصلی فرایند بهبود مدارس است. منطق مطالعه ی درس (درس پژوهی ) ساده است : اگر می خواهید آموزش را بهبود بخشید اثربخش ترین جا برای چنین کاری کلاس درس است ( استیگلر و هیبرت ، 1390 ، ترجمه ی سرکارآرانی و مقدم ، 119 )
سرکارآرانی ، درس پژوهی را به عنوان رویکردی از آموزش ضمن خدمت معلمان در مدرسه مطرح می کند که به وسیله ی تعامل در چهار حوزه ( معلمان با خودشان ، معلمان با معلمان ، معلمان و دانش آموزان و معلمان و والدین ) به بهبود فرایند یاددهی ــ یادگیری کمک می کند ( سرکارآرانی و ماتوبا، 2002 ، به نقل از خاکباز و موسی پور، 1387 ).
درس پژوهی شکل اولیه ای از رشد حرفه ای معلمان در ژاپن است. هدف آن بهبود مستمر تدریس (آموزش) است به گونه ای که دانش آموزان بتوانند مطالب بیشتری را بیاموزند. تمرکز اولیه ی آن نیز بر نحوه ی تفکر و یادگیری دانش آموزان است. درس پژوهی با سایر اشکال رشد حرفه ای متفاوت است، به این دلیل که پرورش حرفه ای در حین یاددهی و یادگیری ( آموزش ) صورت می گیرد. تمرکز آن تدریس است ، نه معلمان ، کارکردن دانش آموزان است ، نه کار دانش آموزان. ملاک سنجش در موفقیت درس پژوهی یادگیری معلمان است نه تولید یک درس. تهیه دروس بهتر نتیجه ی جانبی و ثانویه فرایند است ، اما نه هدف اولیه ی آن ( بختیاری ، 1387 ، ص 47 )
مفهوم عملیاتی درس پژوهی : گروهی از معلمان موضوعی خاص از برنامه ی درسی را برمی گزینند ، آن را به عنوان واحد کار طراحی ، اجرا و ارزشیابی می کنند و از محصول آن در تدریس بهتر استفاده می برند. یکی از اعضاء برنامه را اجرا و دیگران در جهت نیل به الگویی مشترک آن را نقد و اصلاح می کنند.
فرآیند و چرخه درس پژوهی
درسپژوهي، يك حلقة پژوهشي است كه در آن، معلمان بهصورت گروهي دربارة موضوعات برنامة درسي به پژوهش ميپردازند. آنها در ابتدا به «تبيين مسئله» ميپردازند كه فعاليت گروه درسپژوهي را برانگيخته است و هدايت خواهد كرد. مسئله ميتواند يك سؤال عمومي (براي مثال برانگيختن علاقه دانشآموزان به پژوهش) يا سؤال جزئيتر باشد (براي مثال، بهبود فهم دانشآموزان از چگونگي جمع كردن مطالب براي تحقيق جزئي). سپس گروه به مسئله شكل ميدهد و برآن تمركز ميكند، بهنحوي كه بتواند در يك درس خاص كلاسي مطرح شود. معمولاً مسئلهاي را انتخاب ميكنند كه از فعاليتهاي خود بهدست آوردهاند يا براي دانشآموزانشان دشواريهايي ايجاد كرده است.
هنگامي كه يك هدف يادگيري انتخاب شد، معلمان براي «برنامهريزي» و «طراحي درس» تشكيل جلسه ميدهند. اگر چه در نهايت يك معلم، درس را به عنوان بخشي از فرآيند پژوهش تدريس خواهد كرد، ولي خود درس محصول گروهي تلقي ميشود. در اينجا هدف نه تنها توليد يك درس اثربخش بلكه درك چگونگي و چرايي كاركرد درس براي افزايش «فهم مطالب در ميان دانشآموزان» است. اغلب، برنامة اوليهاي كه گروه توليد ميكند، در جلسهاي براي همة معلمان مدرسه مطرح ميشود تا به نقد درآيد.
براي تدريس، تاريخي (زمان) معين ميشود. معلمان گروه هر كدام نقشي را برعهده ميگيرند و زمينههاي لازم براي اجراي موفق درس در شرايط واقعي مورد بررسي قرار ميگيرد. هنگام شروع درس، معلمان در قسمت عقب كلاس ميايستند يا مينشينند. ولي زماني كه از دانشآموزن خواسته ميشود سرجاي خود تمرين كنند، معلمان ناظر، قدم ميزنند، كار دانشآموزان را مشاهده ميكنند و همچنان كه درس ادامه مييابد از فعاليت دانشآموزان يادداشت برميدارند. گاهي بهمنظور تجزيه و تحليل درس و بحث دربارة آن در زمان ديگر، فيلمبرداري ميشود.
سپس معلمان، طي يك جلسه به نقد كار مشترك خود ميپردازند. در اين جلسه، معمولاً به معلمي كه درس را آموزش داده است، اجازه داده ميشود اول از همه صحبت كند و نظر خود را دربارة چگونگي اجراي درس و مسائل عمدة آن، اظهار نمايد. سپس معلمان ديگر گروه معمولاً از ديدگاه انتقادي دربارة قسمتهايي از درس كه بهنظر آنها مشكل داشته است، صحبت ميكنند. «تمركز بر درس است» نه معلمي كه آن را آموزش داده است؛ هر چه باشد درس، محصولي گروهي است و همة اعضاي گروه در مورد نتيجة برنامة خود، احساس مسئوليت ميكنند. در واقع آنها از خود انتقاد ميكنند. چنين كاري نه يك ارزيابي شخصي بلكه فعاليتي است كه به بهبود فردي منجر ميشود و از همين رو حائز اهميت است.
معلمان گروه درسپژوهي با توجه به مشاهدات و بازخودرها در درس تجديدنظر ميكنند. آنها ممكن است مواد آموزشي، فعاليتها، سؤالها و مسائل مطرح شده يا همة اين موارد را تغيير دهند. تأكيد آنها غلب بر تغيير مواردي است كه در جريان كلاس درس شواهد دقيقي مبني بر ضرورت آنها يافتهاند.
زماني كه طرح درس تجديدنظر شده آماده شد، درس در كلاسي متفاوت تدريس ميشود. گاهي معلم درس، همان معلم قبلي است ولي در بيشتر موارد معلم ديگري از گروه پژوهشي، تدريس را برعهده ميگيرد. يكي از ويژگيهاي اين مرحله آن است كه همة اعضاي شوراي معلمان براي شركت در پژوهش به كلاس دعوت ميشوند. حضور آنان در مدرسهاي بزرگ كه تعداد معلمان جمع شده در يك كلاس آن احتمالاً از تعداد دانشآموزان كلاس بيشتر است، كاملاً شگفتانگيز بهنظر ميرسد (خاكباز و همكاران 1387 : 127).
در اين مرحله معمولاً همة اعضاي شوراي معلمان در يك جلسة طولاني شركت ميكنند. گاهي يك فرد متخصص از خارج از مدرسه براي شركت در اين جلسه دعوت ميشود. معلمان و ناظران، درس را نقد و تغييراتي پيشنهاد ميكنند. هنگام بحث دربارة درس نه تنها يادگيري و فهم دانشآموزان بلكه آن دسته از مسائل عمومي كه به وسيلة فرضيههاي اصلي درسپژوهي بيان شدهاند، مورد توجه قرار ميگيرد و بالاخره دربارة اين كه چه چيزي از درس و اجراي آن آموخته شده است، صحبت به ميان ميآيد.
در پايان، درسي كه معلمها بهروي آن بحث كردهاند و خلاصة همة جلسات در يك كتابچه جمعآوري و منتشر ميشود تامعلمان ديگر نيز از آن آگاهي يابند.
در واقع در درس پژوهی گروههاي معلمان كار ميكنند تا دروسي را كه چندين بار تدريس ميشوند، مورد مشاهده قراردهند، بحث كنند و اصلاح كنند، تدوين نمايند(بازانديشي، نوانديشي، بازبيني و....). معلمان فقط يكي دو بار در سال در درسپژوهي درگيرو مشاركت كنند، زيرا فرايند كار سخت و فشرده است.




